اولین مجله تخصصی تجهیزات موسیقی

اهمیت ریتم در موسیقی

یکی از اصلی‌ترین اجزای تشکیل دهنده یک قطعه‌ی موسیقی ریتم و جمله‌های ریتمیک آن است. این نکته را نباید فراموش کرد که ملودی‌های جذاب و شنیدنی که در خاطرتان مانده‌اند از زیرساخت‌هایی تشکیل شده‌اند که برجسته‌ترینشان الگوهای ریتمیک می‌باشند. این چیدمان کشش‌ها هستند که به واسطه آن‌ها جملات موسیقی خلق می‌شوند، غیر از این تنوع صداها به تنهایی معنا ندارند. اگر صداها را به رنگ تشبیه کنیم، ریتم قلمی است که رنگ‌ها را به حرکت در می‌آورد. ولی متاسفانه نوازندگان تا حد زیادی از این حوزه غافل هستند و به آن توجه چندانی نمی‌کنند.  

اگر در قطعه‌هایی که امروزه نوازندگان به صورت بداهه اجرا می‌کنند یا به صورت یک قطعه موسیقی دست به ساخت آن می‌زنند دقت کنید متوجه این نکته می‌شويد که اکثر آن‌ها از الگوها و جملات ریتمیک تکراری استفاده می‌کنند که تنوع ریتمیک کمی دارند و قطعه دیگر آن تازگی و خلاقیت را ندارد و ملودی‌هایی که شنیدنی باشند به ندرت تولید می‌شوند. 

 در مورد اجراهای بداهه هم می‌توان گفت نوازندگان پس از اجرای چند جمله دچار تکرار شده و یا از جملات ساخته شده دیگر موزیسین‌ها استفاده می‌کنند، یکی از دلایل این موضوع داشتن دایره ریتمیک محدود است که در چیدمان نت‌ها آن طور که باید خلاق نیستند.  

به عنوان مثال اگر نوازندگان گیتار را در اجرای یک مترساده 4 ضربی بررسی کنید متوجه این نکته خواهید شد که چقدر تکرار زیاد است و از هر 10 نفر، دست کم 8 نفر از فیگورهای ریتمیک و الگوهای کاملا مشابه استفاده می‌کنند! این قضیه در نوازندگان سازهای دیگر هم وجود دارد و فاجعه اینجاست که در اکثر نوازندگان سازهای کوبه‌ای مانند درام، کاخن، دف و… که ریتم را به صورت تخصصی فرا گرفته‌اند هم این ضعف وجود دارد و بازتاب این موضوع را در تولید قطعات و اجرای گروه های موسیقی می‌توان احساس کرد.  

یکی از دلایلی که این روزها گروه‌های زیادی در سبک‌های مختلف به استفاده از موسيقي فولک روی آورده و تا حد زیادی هم موفق بوده‌اند، ریتم جذاب و چیدمان متفاوت کشش‌ها در قطعات موسیقی فولک است که کمتر شنیده شده‌اند، اما آن قطعات هم دایره محدودی دارند. 

یکی از مسائل آسیب شناسی در یادگیری مبحث مهم ریتم در موسیقی این است که معمولأ این تفکر وجود دارد که اگر کسی بخواهد ریتم و مباحث مربوط به آن را درک کند حتما باید یک ساز کوبه‌ای برای یادگیری انتخاب کند، غیر از این تنها سهمی که می‌تواند از این حوزه داشته باشد این است که صرفا به تئوری‌ای که تعریف خطی بعضی از مفاهیم ریتم است بپردازد و نمی‌تواند ریتم را در خود درونی کند. 

همین تفکر موجب شده نوازندگانی که علاقه‌ای به یادگیری سازهای کوبه‌ای ندارند نسبت به یادگیری دنیای ریتم و استفاده آن در ساز تخصصی خود دلسرد شده و از طرفی مدرسین سازهای ملودیک هم با این بهانه در کلاس‌های موسیقی آن طور که باید این مبحث را انتقال ندهند. 

ریتم در موسیقی

یکی دیگر از از عواملی که در کلاس‌های موسیقی به مباحث وزن خوانی، درک ریتم و بطور کلی مفاهیم این حوزه پرداخته نمی‌شود مدت زمان کم کلاس‌های موسیقی است که مدرس فرصت نمی‌کند در مدت میانگین نیم ساعت تکالیف هنرجو را تحویل بگیرد، اشکالات آن را برطرف کند و درس جدید را هم آموزش دهد! و دیگر زمانی برای پرداختن به مباحث ریتم و وزن خوانی باقی نمی‌ماند بخصوص برای مدرس‌های سازهای ملودیک. با توجه به این نکات نیاز آن احساس میشود که به صورت مجزا در کلاس‌های تحلیل ریتم به این مباحث پرداخته شود.  

برخلاف تفکرهای اشتباه ذکر شده شما با هر تجربهای در موسیقی و پیشینه در هر سازی می‌توانید با متدهای درست و اصولی درک ریتم در کلاسها و دورههای اموزش ریتم شرکت کنید و با یادگیری این مباحث به صورت کاربردی و درونی کردن آن به خوبی با دنیای ریتم آشنا شده و مانند یک نوازنده سازهای کوبه‌ای از آن لذت ببرید و با دایره ریتمیک و دانش بیشتری به ساخت ملودی‌ها و جمله‌های متنوع و خلاقانه بپردازید.  

برای درک بهتر اهمیت ریتم در موسیقی اگر به ماهیت نت‌ها دقت کنید متوجه این نکته خواهید شد که بطور کلی نت در موسيقي بیان گر دو پارامتراست: 

  1. ارزش زمانی (کشش صداها)
  1. نوع صدا و آوا

و ما درساخت یک قطعه موسیقی هم با این دو چالش که از اصلی‌ترین پارامترها هستند مواجه هستیم. 

که اولا به چه صورت کشش‌ها را کنار هم قرار دهیم و با الگوهای جذاب و خلاقانه به چیدمان آن‌ها بپردازیم؛ که خود تعریفی از ریتم است و از طرفی همین قرارگیری کشش‌ها و ساختارهای ریتمیک هستند که سبک‌های مختلف و متنوعی از نوازندگی را در دنیا بوجود آورده‌اند. و دوما، پس از قرارگیری کشش‌ها با چه صدا و آوایی آن‌ها را رنگ آمیزی کنیم؛ که این تعریفی از ملودی سازی است. 

این دو پارامتر (ریتم و ملودی) در گرو یکدیگرند و یک نوازنده باید از هر دو حوزه شناخت کافی داشته باشد. در نهایت امیدوارم به اهمیت ریتم و فراگیری آن برای خلق یک اثر و ملودی پردازی پی برده باشید. با توجه به نکات ذکر شده اگر می‌خواهید قطعات جذاب و ملودی‌های شنیدنی بسازید باید سواد خود را در حوزه ریتم بالا ببرید و جدی‌تر به این مبحث نگاه کنید. 

پیشنهاد اکتاو  P یعنی Prologue | سینتی‌ سایزر پلی‌فونیک هایبریدی تازه Korg
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

1 دیدگاه در “اهمیت ریتم در موسیقی

چقدر آموزنده و کاربردی بود،مرسی🙌🏽

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − دو =